شوق پرواز
قصه آدم، قصه پیله است و پروانه، قصه تنیدن است و پاره کردن. قصه به در آمدن، قصه پرواز ...
قالب وبلاگ

این اول ماجراست!

همه ترس استکبار از همین مسأله است که فقه و اجتهاد جنبه عینى و عملى پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد. راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علما در مورد یک مزدور بیگانه این قدر جهانخواران برافروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‏اند؟ غیر از این نیست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‏‌هاى شوم آنان به هراس افتاده‏اند و اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه مى‏دانند و از اینکه فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمى‏توانند علیه مقدسات قلمفرسایى کنند مضطرب شده‏اند. من قبلًا نیز گفته‏ام همه توطئه‏هاى جهانخواران علیه ما از جنگ تحمیلى گرفته تا حصر اقتصادى و غیره براى این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوى جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم. ما نباید غفلت بکنیم، واقعاً باید به سمتى حرکت نماییم که ان شاء اللَّه تمام رگه‏هاى وابستگى کشورمان از چنین دنیاى متوحشى قطع شود. استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک و حصر اقتصادى را به میان بیاورد ما درجا مى‏زنیم و از اجراى حکم خداوند بزرگ صرف نظر مى‏نماییم.

خیلى جالب و شگفت‏‌انگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتى یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه‏دار مى‏کند عده‏اى در رابطه با آن شهید مى‏شوند برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسى و تمدن است اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالت به میان مى‏‌آید، نوحه رأفت و انساندوستى سر مى‏دهند. ما کینه دنیاى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکته‏ها به دست مى‏آوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامى و ضد ارزشى است که بنگاه‌هاى صهیونیستى و انگلیس و امریکا به راه انداخته‏اند و با حماقت و عجله خود را رو به روى همه جهان اسلام قرار داده‏اند. البته‏ باید ببینیم که بعض دولتها و حکومتهاى اسلامى چگونه با این فاجعه بزرگ برخورد مى‏کنند. اینکه دیگر مسئله عرب و عجم و فارس و ایران نیست بلکه اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تا کنون و از امروز تا همیشه تاریخ است و نتیجه نفوذ بیگانگان در فرهنگ مکتب اسلام است که اگر غفلت کنیم این اول ماجراست و استعمار از این مارهاى خطرناک و قلم به دستان اجیر شده در آستین فراوان دارد.
صحیفه امام، ج‏21، ص: 291
3 اسفند 1367- منشور روحانیت


نقشه‌ای براى انحراف ملت!

اهانت به بعض احکام اسلام … مِن باب اتفاق نیست، نقشه است، توطئه است. نقشه براى اینکه شما را از راه مستقیمى که دارید، از این نهضتى که دارید، منحرف کنند، و به امور دیگر غیر از این امر مهم منصرف کنند. ملت ایران باید با هوشیارى این توطئه‏ها را خنثى کنند.
صحیفه امام، ج‏9، ص: 67
22 تیر 1358- سخنرانی در مدرسه فیضیه در ضرورت اجتناب از تشنج



هدف اصلى استعمار، محو قرآن

از نخست وزیر اسبق خبیث دولت استعمارگر انگلستان نقل شده است که: "تا قرآن بین مسلمین است ما نمى ‏توانیم در مقاصد خود پیشرفت کنیم". هدف اصلى دولتهاى استعمارگر محو قرآن، اسلام و علماى اسلام است؛ و براى وصول به اهداف استعمارى خود هر چند، نغمه‏اى را به وسیله عمال خبیث خود آغاز مى‏کنند و چهره ضد اسلامى و ضد ملى آنها را ظاهرتر مى‏سازند.
صحیفه امام، ج‏2، ص: 396
21 آبان 1357- پیام به ملت ایران در واکنش به تصمیم رژیم به تشکیل سپاه دین


اهانت به قرآن را تحمل نمى‏کنیم

... هر دست خیانتکارى که براى لطمه زدن به اسلام دراز شود با قدرت اسلام قطع مى‏شود. مراجع اسلام ایران و نجف در مقابل تجاوز به احکام اسلام و خیانت به مسلمین ساکت نمى‏نشینند و در این امر تنها نیستند، کلیه مردم ایران، عشایر ایران، بلکه ملت‌هاى سایر کشورها پشتیبان مراجع دین هستند و اهانت به قرآن را تحمل نمى‏کنند.
صحیفه امام، ج‏1، ص: 87
14 آبان 1341-سخنرانی در لزوم لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی

 

[ ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله العزیز الحکیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1

ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزکننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه‌ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است که نمی‌توان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه‌شده از سوی مراکزی است که از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و ده‌ها فیلم ضد اسلام ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حرکات شرارت‌بار چیست و کیست؟

مطالعه‌ی این روند شرارت که در این سال‌ها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمی‌گذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی‌اند که پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج‌ها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه می‌کنند. آن ماجرا بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌کار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.

هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.

این اقدام کینه‌توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام‌ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه‌ی سران استکبار و ائمة‌الکفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه‌ی همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و همه‌ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام‌ستیزی با این شیوه‌های نفرت‌بار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمی‌توانند با سخنان فریبنده و میان‌تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده‌ی زشت تبرئه کنند. سال‌هاست که مقدسات و همه‌ی حقوق و حرمت میلیون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، ده‌ها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده‌شده و میلیون‌ها معلول و آواره و بی‌خانمان، قربانی چه چیزی شده‌اند؟ و با همه‌ی این مظلومیت‌ها، چرا در رسانه‌های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می‌کنند؟ چه کسی باور می‌کند که این توطئه‌ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه‌های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟
!

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!

لازم می‌دانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:

اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می‌دهد که آنچه امروز آماج حمله‌ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه‌ی مسلمانی است دشمن‌اند.

ثانیاً: این سلسله‌ی کینه‌توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده‌تر و نفوذ آن در دل‌ها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملت‌های مسلمان اراده کرده‌اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه‌ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم‌الشأن صلی‌الله‌علیه‌وآله، با همه‌ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبه‌روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد
.

ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه‌ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته‌ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است و درس قرآن به ما، در نقطه‌ی مقابل آن قرار دارد
.

و رابعاً: طرف مطالبه‌ی همه‌ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاست‌مدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده‌اند، به گونه‌ئی شایسته به مجازات برسانند
.

و السلام علی عبادالله الصالحین

سید علی خامنه ای
/22
شهریور/1389

 

 

پی نوشت :1. الحجر، آیه 9: بی‌تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود .

 

[ ٢۳ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]

 

  امروز وقتی تصاویر اهانت به قرآن کریم رو از تلویزیون تماشا می کردم ، انگار به تمام هستی من و به تمام هویتم توهین می شد و احساس تنفر شدیدی که نسبت به صهیونیست های مسیحی و یهودی بهم دست داد ، انقدر ذهنم رو مشغول کرد که نتونستم از این حرکت شیطانی چیزی ننویسم .

  اهانت به مقدسات چیز تازه ای نیست ، از ابتدای بعثت و ابلاغ دین مبین اسلام و همه ی ادیان الهی این توهین ها بوده و هست . امّا توهین هایی که در این زمان به مقدسات میشه به نظر من مصداق بارز "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد" شده ، چرا که در آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر با همه ی تبلیغات سوء علیه اسلام سالانه بیست هزار آمریکایی به دین مبین اسلام مشرّف شدند ، و این یعنی توهین به حقیقت هیچ گاه چهره ی نورانی او را نمی پوشاند .

  توهین و اهانت در زندگی روزمره خودمان هم زمانی اتفاق می افتد که انسان توهین کننده از نظر منطقی  به بن بست می رسد و می خواهد حقارت خود را با اهانت به طرف مقابل بپوشاند ، ولی او نمی داند انسان های بزرگ منش هیچ گاه گول این انسان های پست و بی مایه را نمی خورند .

  اهانت به مقدسات نیز از همین دست فرومایگی ها سرچشمه می گیرد – البته از نوع حقیرترین آن هاست - ، جاهلان نمی دانند که نور را نمی توان نادیده گرفت و آنقدر حقیر و خفاش صفت اند که می خواهند نور را با مشتی خاک محو کنند ، و آنقدر احمق ، که می خواهند شب پرستی را مد روز کنند و بازار نور را کساد !!!

  دیر نیست ظهور خورشید ، و شب پرستان از ترس خورشید دارند زور آخر خود را می زنند تا ظهور نور را به تأخیر بیاندازند ولی نمی دانند که با این حماقت ها دارند نابودی خود را سرعت می بخشند .

 

 

اللهم العن اَوّلَ ظالم ظلَمَ حقَ محمد وَ اخر تابعَ لهُ علی ذلکَ

 

خار راه منی ای شیخ ، ز گلزار برو

از سر راه من ای رند تبهکار برو

تو و ارشاد من ای مرشد بی رشد و تباه !

از بر روی من ای صوفی غدْار برو

ای گرفتار هواهای خود ای دیر نشین

از صف شیفتگان رخ دلدار برو

ای قلندر منش ای باده به کف ، خرقه به دوش

خرقه ی شرک تهی کرده و بگذار و برو

خانه ی کعبه که اکنون تو شدی خادم آن

ای دغل ! خادم شیطانی از این دار برو

زین کلیسای که در خدمت جبّاران است

عیسی مریم از آن خود شده بیزار برو

ای قلم بر کفِ نقّادِ تبهکارِ پلید

بنه این خامه و مخلوق میازار ، برو

شاعر : امام خمینی(ره)       

 

[ ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]

از بغض "آقا" در عید فطر تفسیرهای زیادی شده ، اما به نظر من زیبا ترین تفسیر رو "حسین قدیانی" نوشته که اون رو تقدیم به دوستان عزیزم می کنم .

  سیل زده ماییم و سیل، قطرات اشک ماه بود، آه ماه بود که خراب کرد دل ما را و آن سیل زده بی نوای پنجاب باید به حساب دل ما به جای لباس و آذوقه و پول، “عشق” بریزد.  الا ای شما ستاره ها! ماه، ولی امر مسلمین جهان است و مسئولیت هر ستاره ای در هر کجای این گیتی، وقتی که خورشید نباشد، با “آقا”ست که هر جا ستاره ای باشد، آنجا قلمرو حکومت ماه است. ملیت ستاره ها را با شناسنامه نمی شناسند. ملیت هر ستاره ای کشورش نیست. ملیت همه ستاره ها، آسمان است و ماه رهبر همه ستاره هاست. کجایی “اقبال” که “لاهور” را سیل برد و همزمان سمرقند و بخارا و خوارزم و بیرون و طوس و خمین و خامنه دل شان شکست. نه عزیزان! پیامک های تان را دیدم و ممنون از کامنت های تان اما اتفاقا می خواهم بگویم؛ دلیل آن بغض “آقا”، فقط سیل پاکستان بود، آخر الگوی خامنه ای در رهبری “علی” است و فقط به مسجد کوفه و مسجد ضرار و کوفه و فتنه و نجف و کربلا و مکه و مدینه و قدس و مشهد و تهران فکر نمی کند. به همان دلیل که “آقا” با لباس مبدل به بم می رود تا از حال و روز غم زدگان از نزدیک با خبر شود، درست به همان دلیل، بغض گلویش می شکند از سیل پاکستان، که خامنه ای فقط رهبر ما ایرانیان نیست؛ ولی امر مسلمین جهان است. هر ستاره ای از ماه توقع نور دارد و هر سوسویی از نور، انتظار سرکشی. کودک آواره شتیلا، سیل زده بی پناه پاکستانی، آن آمریکایی تازه مسلمان شده طلبه قم، پیرزن بوسنیایی، شیعه بحرینی، سنی افغانی، مسلمان اندونزیایی، آن الجزایری الاصل سیه چهره ساکن جنوب پاریس که نام فرزندش را گذاشته روح الله، جوانک کشمیری و حتی سید حسن نصرالله، فقط و فقط به امید خامنه ای زنده اند. با وجود این ماه تابان، شب پرستان بیهوده دارند تاریکی می پرستند. ۲۵۰۰ ماهواره خواستند از ظلمت بت بسازند اما ماه ما این ماه پاره علوی تبار بت شان را شکست. ماه ما بزرگ است و از ایشان هر ستاره ای، امید نور دارد. کرامت ماه، مختص همه ستاره هاست. هر ستاره ای ماه را دوست دارد و از ماه انتظار دارد. خامنه ای ولی امر مسلمین جهان است اما هیچ کجا، هیچ کجای این هستی، اندازه ایران فدایی ندارد. حزب الله لبنان، پروانه ای است که عاشقی گرد شمع را از چمران و متوسلیان یاد گرفته. امروز هم همین است. جوانان لبنان “۹ دی” را می بینند و رسم ستارگی می آموزند. ما افتخار می کنیم که خامنه ای ولی امر مسلمین جهان است و بیت رهبری، نه فقط خانه ما، که خیمه همه ستاره هاست اما کاشانه همه ستاره ها در ایران عزیز ماست که ام القرای جهان اسلام اینجاست. بزرگی آدم ها را به اندازه وسعت بغض شان می شناسند. قطرات اشکی هم هست که ماه، دور از چشم ستاره ها و فقط نزد خورشید می ریزد. این، آن بغض و اشکی است که شما دوستان گفتید. پس بیاییم و “بغض فطر” را بد تفسیر نکنیم. این بغض فقط به سیل زده های پاکستان اختصاص داشت؛ فقط. آن قطره اشک قنوت هم، رازی است میان ماه و الله که کشف آن راز فقط کار خورشید است.

[ ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]

 

   ستایش خدایی راست که قلب را از نور خود یقین بخشید و دل را گنجینه ای کرد و کلیدش را تنها در ید قدرت خود نهاد ، تا در سراپرده ی دل چیزی جز او و یادش جای نگیرد .

  سلام پروردگار دل های سوخته ، آفریدگار تمام هستی و ای تنها پناه بی پناهان .  خداوندگار ماه رحمت ، ماه ضیافت عظیم ، ماهی که در آن چه دلها که می رسد به عرش و چه اشک ها که با فرشتگان آسمان به اجابت نزدیک می شود .

  ای مولای ما و ای آقای ما ! دلتنگ تر از همیشه به درگاهت آمدم ، بی تاب تر از همیشه چشم به رحمتت دوخته ام تا مگر از روی لطف نگاهی به این بنده ی بی مقدارت کنی و جرم و گناهش را نادیده بگیری ، و با او آن را نکنی که سزای اوست بلکه آن کنی که سزاوار کریمی چون تو است .

  ای انتهای آرزوی عارفان ! ماه بزرگ ضیافتت لحظه لحظه دارد به پایانش نزدیک می شود و من بیم آن را دارم که تا ضیافت بعدی تو فرصتی نداشته باشم . پس ای خداوند رحیم بر من رحم کن و مرا به خاطر کوتاهی ها و عصیان هایم در این ماه ببخش و سراپرده ی دلم را در ضیافت همیشگی خود قرار بده .    

 

از عرش خدا تا به ثری ملک خداست             در مِلک خدا هر چه کند حکم رواست

کس را نرسد که پرسد از حضرت حق          کاین حکم چگونه بود و آن حکم چراست

شاعر : بابا افضل کاشانی            

 

[ ۱٧ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از کوفه نسیم مرگ می وزد ، نسیمی که بوی خون گرفته است ... ای دل ؟ تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا می کند ! هر انسانی را لیلة القدری است که در آن ناگزیر از انتخاب می شود و حر را نیز شب قدری این چنین پیش آمد ... عمر بن سعد را نیز ... من و تو را هم پیش خواهد آمد . ( سید شهیدان اهل قلم )
نويسندگان
صفحات اختصاصي
امکانات وب


?