شوق پرواز
قصه آدم، قصه پیله است و پروانه، قصه تنیدن است و پاره کردن. قصه به در آمدن، قصه پرواز ...
قالب وبلاگ

تقدیم به حضرت ماه که همواره ماه منیر است در ظلمات دوری از خورشید.

    حضرت ماه

 

مدتی این مثنوی تأخیر شد

آهوی ما گرگ شد، خنزیر شد

شد رها سگ، باز و بسته ماند سنگ

ای برادر باز هم جنگ است، جنگ

سالکان بی خرد! بی پیرها!

ساحران! رمال ها! جن گیرها!

مکتب ایران چون دکان شماست

نفس تان –والله- ایران شماست

عشق ایران کاش در سر داشتید

کاش آن را نیز باور داشتید

ناجوانمردان! زبانبازی بس است

از امام عصر (عج) اخاذی بس است

وای از آن روزی که با بانگ جلی

سایه بردارد ز سرهاتان ولی

پس زند خاک از کدورت هایتان

صورتک ها را ز صورت هایتان

بانگ بردارد ز اعماق وجود

فاش گوید آنچه را بود و نبود

طشت تان چون از سر بام اوفتاد

کله هاتان چون که خالی شد ز باد

رو شود تا خبث خوهای شما

دست ما ماند و گلوهای شما

هان! گمان کردید ما وامانده ایم؟

ما کنار دام برجا مانده ایم

منتظر با تیغ ها و داس ها

پیشتر آیید ای خناس ها!

هر طرف کردیم دامی را رها

پیشتر آیید ای پتیاره ها!

تیغ کج آریم و گردانیم صاف

هر که ره گیرد به سوی انحراف

 

*

 

چون هلاهل مغز بادام شماست

مانده فرزین گرچه در دام شماست

ای دلیل داعیان دین ما!

تاج سر! ای مرد! ای فرزین ما!

این سخن را بشنو از اهل تمییز

رأی و بیعت فرق ها دارد عزیز!

نیک می دانیم از برهان و نقل

این که بیعت عشق باشد، رأی عقل

گرچه عقل ما ملاک خوبی است

یادمان باشد که پایش چوبی است

عقل آخر هم بماند در نود

عشق اما ختم کار و هست صد

هر چه رمل آرید و سحر و جفر و راز

عشق اسطرلاب اسرار است باز

چون رجز خوانند مردان نود‌؟

چون؟ که جاری در رگان ماست صد؟!

 

**

 

ماه سنگی سرد و بی مقدار بود

گرمی خورشید بر حسنش فزود

رو بگرداند چو خورشیدی ز ماه

در محاق افتد قمر، گردد تباه

جملگی دانند، حتی خار و خس!

آبروی ماه از شمس است و بس

 

 

 

 شعر از محمد حسین جعفریان

 

[ ٢۳ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مروارید ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از کوفه نسیم مرگ می وزد ، نسیمی که بوی خون گرفته است ... ای دل ؟ تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا می کند ! هر انسانی را لیلة القدری است که در آن ناگزیر از انتخاب می شود و حر را نیز شب قدری این چنین پیش آمد ... عمر بن سعد را نیز ... من و تو را هم پیش خواهد آمد . ( سید شهیدان اهل قلم )
نويسندگان
صفحات اختصاصي
امکانات وب


?