شوق پرواز
قصه آدم، قصه پیله است و پروانه، قصه تنیدن است و پاره کردن. قصه به در آمدن، قصه پرواز ...
قالب وبلاگ

 

   ستایش خدایی راست که قلب را از نور خود یقین بخشید و دل را گنجینه ای کرد و کلیدش را تنها در ید قدرت خود نهاد ، تا در سراپرده ی دل چیزی جز او و یادش جای نگیرد .

  سلام پروردگار دل های سوخته ، آفریدگار تمام هستی و ای تنها پناه بی پناهان .  خداوندگار ماه رحمت ، ماه ضیافت عظیم ، ماهی که در آن چه دلها که می رسد به عرش و چه اشک ها که با فرشتگان آسمان به اجابت نزدیک می شود .

  ای مولای ما و ای آقای ما ! دلتنگ تر از همیشه به درگاهت آمدم ، بی تاب تر از همیشه چشم به رحمتت دوخته ام تا مگر از روی لطف نگاهی به این بنده ی بی مقدارت کنی و جرم و گناهش را نادیده بگیری ، و با او آن را نکنی که سزای اوست بلکه آن کنی که سزاوار کریمی چون تو است .

  ای انتهای آرزوی عارفان ! ماه بزرگ ضیافتت لحظه لحظه دارد به پایانش نزدیک می شود و من بیم آن را دارم که تا ضیافت بعدی تو فرصتی نداشته باشم . پس ای خداوند رحیم بر من رحم کن و مرا به خاطر کوتاهی ها و عصیان هایم در این ماه ببخش و سراپرده ی دلم را در ضیافت همیشگی خود قرار بده .    

 

از عرش خدا تا به ثری ملک خداست             در مِلک خدا هر چه کند حکم رواست

کس را نرسد که پرسد از حضرت حق          کاین حکم چگونه بود و آن حکم چراست

شاعر : بابا افضل کاشانی            

 

[ ۱٧ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ جامانده ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از کوفه نسیم مرگ می وزد ، نسیمی که بوی خون گرفته است ... ای دل ؟ تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا می کند ! هر انسانی را لیلة القدری است که در آن ناگزیر از انتخاب می شود و حر را نیز شب قدری این چنین پیش آمد ... عمر بن سعد را نیز ... من و تو را هم پیش خواهد آمد . ( سید شهیدان اهل قلم )
نويسندگان
صفحات اختصاصي
امکانات وب


?