شوق پرواز
قصه آدم، قصه پیله است و پروانه، قصه تنیدن است و پاره کردن. قصه به در آمدن، قصه پرواز ...
قالب وبلاگ

 اربعین حسینی

اشک ها فصل تماشاست امانم بدهید

شوق آیینه به چشم نگرانم بدهید

از شما می شنوم عطر گل یاسین را

خاک ها رنگ یقینی به گناهم بدهید

جامی از اشک فراهم شد اگر ای مردم

به تسلای دل همسفرانم بدهید

طول یک چله جدایی به خدا یک عمر است

گاه خط و خبر از سیر زمانم بدهید

گر خبر دار شدید از گل داودی من

یک شمیم از نفسش روح و روانم بدهید

پاره های دلم افتاده در این دشت به خاک

رخصت گریه به گلگون کفنانم بدهید

کاکل آشفته به خون خفته در اینجا سروی

باز در سایه اش آرامش جانم بدهید

این رباب است که با لاله رخان می گوید:

ذکر لالایی گل را به زبانم بدهید

من که از عطر گل فاطمه مدهوش شدم

خبر از حال و هوای دگرانم بدهید

سجده ها کرده ام از بوسه بر این تربت پاک

طاقت از دست شد آرامش جانم بدهید

دشت لبریز گلاب است گر امکان دارد

برگی از آن گل صد برگ نشانم بدهید

اربعین نیست حدیثی که فراموش شود

شعله ی عشق نه آن است که خاموش شود

پی نوشت : شعر از محمد جواد غفورزاده شفق

طرح از دوئل

[ ٤ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٤:٥۱ ‎ب.ظ ] [ جامانده ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از کوفه نسیم مرگ می وزد ، نسیمی که بوی خون گرفته است ... ای دل ؟ تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا می کند ! هر انسانی را لیلة القدری است که در آن ناگزیر از انتخاب می شود و حر را نیز شب قدری این چنین پیش آمد ... عمر بن سعد را نیز ... من و تو را هم پیش خواهد آمد . ( سید شهیدان اهل قلم )
نويسندگان
صفحات اختصاصي
امکانات وب


?